وبلاگ پرورش افکار

برترین مجموعه آموزش قانون جذب

وبلاگ پرورش افکار

برترین مجموعه آموزش قانون جذب

پرورش افکار، بی شک برترین مجموعه آموزش قانون جذب و موفقیت همیشگی در عرصه کسب و کار و روابط با دیگران است.
سعی کرده‌ایم مقالات مفید و به روز را در این قسمت از سایت پرورش افکار به صورت رایگان در اختیار شما قرار دهیم. تمام تلاش تیم توانمند پرورش افکار جمع آوری کامل ترین بانک مقالات برای شما دوستداران علوم ذهنی است.
آرزوی امیر شریفی درخشش ایران و ایرانیان است و پرورش افکار وسیله ما برای رسیدن به این هدف …

  • ۰
  • ۰

راه های غلبه بر یکنواختی زندگی



انرژی منفی افراد,درمان یکنواختی زندگی,رهایی از یکنواختی زندگی
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 10 امتیاز : 4.4]

 

جک لندن گفته است: “درست‌ ترین عملکرد انسان زندگی کردن است، نه وجود داشتن.”خیلی وقت‌ ها اجازه می دهیم زندگی هر طور که دوست داشت بگذرد، هرچه که برای مان پیش می آورد را می پذیریم و امروزمان تفاوتی با دیروزمان ندارد. این نسبتاً طبیعی و راحت به نظر می رسد، به جز آن ندای همیشگی در مغزمان که می گوید، “وقتش رسیده کمی تغییر ایجاد کنی.”

برای آن دسته از افراد که دوست دارند از یکنواختی همیشگی نجات پیدا کنند و درمان یکنواختی زندگی را پیدا کنند، در زیر، ۱۵ پیشنهاد ساده آورده ام که کمکتان می کند استفاده ی بیشتری از زندگی تان ببرید و زندگی را با تمام وجود تجربه کنید و از آن لذت ببرید.

1-قدردان داشته های مان باشیم

قدردان آدم ها و چیزهای خوب در زندگی مان باشیم. گاهی اوقات کارهایی که دیگران برای مان می کنند را نمی بینیم تا وقتی که دیگر آن کارها را برای مان انجام نمی دهند. نباید اینطور باشیم. برای چیزهایی که داریم، کسانی که دوست مان دارند و مراقب مان هستند، قدرشناس باشیم. تا زمانی که روزی برسد که دیگر پیشمان نباشند، نمی فهمیم که چه ارزشی برای مان دارند. از اطرافیان مان قدردانی کنیم و خیلی زود خواهیم دید که افراد بیشتری دورمان را می گیرند. قدردان زندگی باشیم؛ خیلی زود متوجه می شویم که چیزهای بیشتری برای زندگی کردن در اختیار داریم.

2-حرف های منفی دیگران را نادیده بگیریم

اگر به دیگران اجازه دهیم بیشتر از اینکه بازده ای به زندگی مان بدهند، از آن کسر کنند و انرژی منفی وارد کنند، تعادل زندگی مان برهم خورده و بدون این که بفهمیم، اسیر منفی‌ بافی خواهیم شد. نظرات بی فایده و آزاردهنده دیگران را نادیده بگیریم. هیچکس حق قضاوت کردن در مورد ما را ندارد. ممکن است داستان زندگیمان را شنیده باشند اما مطمئناً نمی توانند حس و حال مان را درک کنند. ما هیچ کنترلی روی حرف های دیگران نداریم، اما کنترل این که به آن ها اجازه بدهیم این حرفها را به ما بزنند یا نه دست خودمان است. ما می توانیم حرف های مسموم آن ها را رد کنیم تا به قلب و فکرمان آسیب نرسانند.

3-کسانی که اذیت مان کرده اند را ببخشیم

این که دیگران را ببخشیم به این معنی نیست که باز به آن ها اعتماد کنیم. فقط نباید وقت مان را برای متنفر شدن از کسانی که اذیت مان کرده اند تلف کنیم؛ چون باید حسابی مشغول دوست داشتن کسانی باشیم که دوست مان دارند. اولین کسی که عذرخواهی می کند همیشه شجاع ترین است و اولین کسی که می بخشد قوی ترین است. اولین کسی که می گذرد و از ناملایمات عبور می کند، شادترین است. پس شجاع باشیم، قوی باشیم و شاد.؛ آزاد زندگی کنیم.

4-همان کسی باشیم که واقعاً هستیم

برای تغییر یکنواختی در زندگی اگر آن قدر خوش شانس باشیم که چیزی داشته باشیم که ما را از دیگران متمایز کند، به هیچ وجه آن را تغییر ندهیم. خاص بودن با ارزش است. در این دنیای دیوانه که سعی دارد ما را مثل بقیه کند، جرأت این را پیدا کنیم که خودِ فوق العاده مان باشیم. و اگر بخاطر متفاوت بودن، بقیه به ما خندیدند، ما هم بخاطر یکسان بودن به آنها بخندیم. تنها ایستادن، جرأت زیادی می خواهد اما ارزشش را دارد. اینکه خودمان باشیم بسیار ارزشمند است!

5-به ندای درونی مان گوش دهیم

زندگی یا سفری پرمخاطره است یا هیچ چیز نیست. هیچ وقت نمی توانیم با ادامه ی کارهایی که همیشه می کنیم، به چیزی تبدیل شویم که می خواهیم. تصمیم بگیریم که به ندای درونی مان گوش دهیم نه نقطه نظرات بقیه آدم ها. همان کاری را بکنیم که ته قلب مان مطمئن هستیم درست است. راه، راه خودمان است. ممکن است بقیه در این مسیر با ما همراه شوند اما هیچ کس نمی تواند این راه را به جای شما بپیماید. و یادمان نرود که قدردان همه ی روزهای زندگی مان باشیم. روزهای خوب ما را غرق در خوشبختی می کنند و روزهای بد تجربه مان را بالا می برند و بدترین روزها بهترین درس ها را به ما می دهند.

انرژی منفی افراد,درمان یکنواختی زندگی,رهایی از یکنواختی زندگی

6-به استقبال تغییر برویم و از هر چه زندگی برای مان پیش می آورد لذت ببریم

سخت ترین قسمت رشد کردن این است که چیزهایی که به آن عادت کرده ایم را کنار بگذاریم و با چیزهایی جلو برویم که برای مان جدید است. بعضی وقت ها باید دست از نگران بودن، تعجب کردن و شک کردن برداریم و ایمان داشته باشیم که همه چیز خوب پیش خواهد رفت. به سردرگمی های مان بخندیم. هوشیارانه در زمان حال زندگی کنیم و از هر چه که زندگی برای مان پیش می آورد لذت ببریم. شاید آخر کار به آنجایی نرسیم که ابتدا قصد داشتیم، اما به همان جایی خواهیم رسید که باید می رسیدیم.

7-روابط مان را هوشمندانه انتخاب کنیم

بهترین روابط فقط زمان هایی نیست که اوقات خوشی را می گذرانیم؛ موانع و مشکلاتی که همراه هم با آن ها رو به‌ رو می شویم و این واقعیت که آخر همه ی آن ها باز هم بگوییم: “دوستت دارم” هم اهمیت دارد. دوست داشتن کسی به این نیست که هر روز به او بگوییم دوستت دارم. باید هر روز به هر طریقی که می توانیم آن را به او نشان دهیم. روابط باید عاقلانه انتخاب شوند. برای عشق ورزیدن عجله نکنیم. آنقدر صبر کنیم تا بالاخره عشق مان را پیدا کنیم. اجازه ندهیم تنهایی ما را به آغوش کسی بیندازد که می دانیم به ما تعلق ندارد. زمانی عاشق شویم که آمادگی آن را داشته باشیم، نه وقتی که تنها هستیم. یک رابطه خوب ارزش صبر کردن را دارد.

8-کسانی که دوست مان دارند را بشناسیم

برای رهایی از یکنواختی زندگی باید بدانیم که به یادماندنی ترین افراد زندگی مان کسانی خواهند بود که زمانی دوست مان داشته اند که چندان دوست داشتنی نبوده ایم. به این افراد در زندیگی مان خوب دقت کنیم و ما هم دوست شان داشته باشیم، حتی وقتی چندان دوست داشتنی رفتار نمی کنند.

9-خودمان را هم دوست داشته باشیم

اگر می توانیم بچه ها را با وجود شلوغی هایی که می کنند دوست داشته باشیم، اگر می توانیم مادرمان را با وجود غرغرهایی که می کند دوست داشته باشیم، اگر می توانیم خواهر و برادرمان را با اینکه هیچوقت به حرف مان گوش نمی دهد دوست داشته باشیم، اگر می توانیم دوست مان را با اینکه فراموش می کند چیزهایی که قرض گرفته را پس بدهد دوست داشته باشیم، در این صورت می دانیم چطور می توان آدم هایی که کامل نیستند را دوست داشت. پس مطمئناً می توانیم خودمان را هم دوست بداریم.

10-کارهایی بکنیم که در آینده از خودمان متشکر باشیم

کارهایی که هر روز انجام می دهیم مهمتر از کارهایی است که هر از گاهی انجام می دهیم. آنچه امروز انجام می دهیم مهم است چون یک روز از زندگی مان را به ازای آن می دهیم. سعی کنیم کاری باشد که ارزش آن را داشته باشد.

11-بخاطر همه ی مشکلاتی که نداریم، متشکر باشیم

پولدار شدن دو صورت دارد: اینکه هر چه بخواهیم داشته باشیم و دیگری اینکه به آنچه که داریم راضی باشیم. همین حالا قدردان همه چیز باشیم و مطمئن باشیم که با این روش از هر لحظه از زندگی مان لذت خواهیم برد. خوشبختی زمانی می آید که دست از شکایت کردن در مورد مشکلاتی که داریم برداریم و به خاطر همه ی مشکلاتی که نداریم شکرگزار باشیم. این را به خاطر داشته باشید، برای به دست آوردن روزهای خوب، باید با روزهای بد زندگی بجنگیم.

12-برای تفریح کردن وقت کافی بگذاریم

گاهی اوقات لازم است که چند قدم عقب برویم تا به همه چیز خوب نگاه کنیم. هیچوقت نگذاریم زندگی مان آن قدر با کار مشغول شود، ذهن مان آن قدر درگیر نگرانی شود، قلب مان آن قدر انباشته از ناراحتی ها و کینه های قدیمی شود که هیچ جایی برای تفریح کردن و لذت بردن نداشته باشیم.

13-از کوچک ترین چیزهای زندگی مان لذت ببریم

بهترین چیزهای زندگی رایگان هستند. می توانیم از ساده ترین لحظات زندگی نهایت لذت و شادی را ببریم. تماشای غروب آفتاب یا وقت گذراندن با یکی از اعضای خانواده و هزاران لذت کوچک دیگر، رایگان در اختیار ماست. از آن ها لذت ببریم چون ممکن است یک روز که به عقب نگاه می کنیم متوجه شویم که چیزهای بزرگی بوده اند.

غلبه بر یکنواختی زندگی,فرار از یکنواختی زندگی,قدردان داشته هایمان باشیم

14-این واقعیت را بپذیریم که گذشته امروز نیست

برای فرار از یکنواختی زندگی اجازه ندهیم گذشته، حال و آینده ی ما را بدزدد. شاید به کارهایی که در گذشته کردیم مفتخر نباشیم اما اشکالی ندارد. گذشته، گذشته است و قابل تغییر، قابل فراموشی یا پاک کردن از زندگی مان نیست. فقط باید آن را قبول کرد. همه ی ما دچار اشتباه می شویم، همه ما دچار مشکل می شویم و گاهی افسوس اتفاقات مختلف در گذشته مان را می خوریم. اما ما اشتباهات مان نیستیم. ما مشکلات مان هم نیستیم و الان با قدرت شکل دادن به زمان حال و آینده ی مان اینجاییم.

15-زمانی که باید بگذریم

همیشه موضوع، ترمیم چیزی که شکسته است نیست. بعضی روابط و موقعیت ها قابل ترمیم نیستند. اگر بخواهیم به زور آن ها را به هم بچسبانیم، همه چیز فقط بدتر خواهد شد. گاهی اوقات باید از نو شروع کنیم و چیزی بهتر بسازیم. قدرت نه فقط در توانایی ادامه دادن، بلکه در توانایی شروع دوباره با لبخندی روی لب‌ و عشقی در دل، پدیدار می شود.

منبع : سایت آموزش تخصصی قانون جذب پرورش افکار

  • ۹۶/۰۸/۱۳
  • فهیمه نظری

نظرات (۱)

تلویزیون

یا

گوسالۀ سامری خانگی

ھنگامی که از تلویزیون سخن می گوییم تنھا از یکی از اشیاء خانه سخن نمیگوئیم چون تلویزیون و

نقش آن در زندگی ما ھیچ شباھتی به دیگر اشیاء خانه ندارد .

دورانی تلویزیون را جعبه جادوئی می نامیدند این عنوان بدون شک بر واقعیتی استوار است زیرا

ھنگامی که به تأثیر آن بر زندگی خود نگاه می کنیم به چیزی کمتر از جعبه جاودئی نمی توانیم

اعتراف کنیم .

کمی به زندگی خود بنگرید : اینکه چه می خورید ، چه میپوشید ، چگونه حرف می زنید ، چگونه راه

می روید ، خانه اتان را چگونه تزیین کرده اید ، برای آینده اتان چه آرزوھایی دارید ، حتی اینکه چگونه

می اندیشید و چگونه احساس می کنید و... آیا میتوانید به صراحت و یقین بگوئید که ھیچکدام از این

موارد از تلویزیون نشأت نگرفته است ؟ اما اگر کمی شھامت و صداقت داشته باشید این اعتراف تلخ

را خواھید کرد که حتی اندیشه و احساس شما برداشت شده از آن چیزی است که در تلویزیون

نمایش داده می شود ؟ آیا اینطور نیست ؟

آنچه که باعث شده تلویزیون این چنین نقش مؤثری در زندگی بشر امروز بازی کند بی ھویتی بر

خاسته از بی ایمانی وی است . به ھر حال بشر برای زندگی کردن ھمیشه نیازمند به الگوست در

گذشته این الگو ھمان شاھان و یا مردان و زنان مؤمن تاریخ بوده اند که سر گذشتشان سینه به

سینه نقل می شد . اما حال این رسانه ھای عمومی ھستند که با ایجاد الگوھای متفاوت برای مردم

ھویت سازی می کنند .

تمامی سیاستمداران بزرگ جھان این را میدانند که چگونه باید از طریق وسایل ارتباط جمعی مانند

رادیو ، تلویزیون ، سینما ، ماھواره ، اینترنت و... افکار و ایده الھای خود را بر مردم وارد سازند و به

ھمین دلیل است که امروزه در ھر حکومتی سرمایه کلانی از دولت خرج رسانه عمومی می شود و

بدینگونه برای بشر ھویت سازی میکنند و براحتی می توانند ھر فردی که می خواھند بواسطۀ

تبلیغات تبدیل به بتی برای پرستش کنند .

اگر در گذشته برای از میان بردن سنتھا و باورھای دیرین یک جامعه باید زمانی طولانی صرف می

شود و ھزینه کلانی خرج میشد امروزه کافی است تلویزیون را وارد آن جامعه کرد، می بینند براحتی

تمامی این سنت ھا و اعتقادات از میان می رود و فرھنگ جدیدی بر اساس آموخته ھای این رسانه

ھا وارد آن جامعه می گردد. شاید بتوان به جرأت گفت که تمام آنچه که مدرنیته نامیده می شود تماماً

بر اساس ھمین رسانه ھای عمومی استوار گشته است و اگر امروز سخن از جھانی شدن است این

جھانی شدن تنھا بوسیله ھمین وسایل ارتباط جمعی ممکن می شود که باعث شده تمام بشریت در

ھر نقطه ایی از روی کره زمین تبدیل به انسانھای تکراری با طرز پوشش و گویش و خورد و خوراک

و... یکسان شوند. و بدون شک ھدایت چنین انسانھای مشابه ایی کا ر ساده ایی است. و از میان

تمامی این رسانه ھای عمومی تلویزیون به نسبت عمومی تر بودنش نقش مؤ ثرتری را در جامعه ایفا

میکند. بطور کلی برنامه ھای تلویزیون بر سه دسته است : اطلاع رسانی، آموزش و سرگرمی. که

برای عموم مردم برنامه ھای سرگرم کننده بیشترین جذابیت تلویزیون را سبب می شود که این

برنامه ھا شامل سریالھای تلویزیونی ، فیلمھای سینمایی، طنزھا و.. می باشد .

و ھمین برنامه ھا ست که بیشترین تأ ثیر را بر روی مردم میگذارد. جذابیتی که تماماً بر دروغ استوار

است زیرا ھمیشه واقعیت و حقیقت تلخ است به ھمین دلیل دروغ برای بشر اینچنین جذاب می

باشد زیرا بواسطۀ آن می تواند از بسیاری از حقایق تلخ زندگیش بگریزد .

امروزه بشر توانسته است با ساختن فیلم ھای دروغین و واقعی جلوه دادن آن ،تمامی زشتیھای

نفس خود را زیبا سازد. ھنگامی که در سریالی شاھدیم که چگونه از یک بشر دروغگو و تبھکار،

تصویری زیبا ارائه می دھند دیگرنمی توانیم دروغ را زشت بیابیم.

اگر شیطان رسالت دارد که تمامی زشتیھا را برای بشر زیبا جلوه دھد و بدینگونه بشر را به اعمال

زشت وا دارد باید به جرأت بگوئیم که امروزه سینما و بخصوص بخش سریال سازی تلویزیون چنین

رسالتی را بر عھده دارند .

کافی است کمی به این سریالھا و فیلم ھا دقت کنیم در خواھیم یافت که چگونه زشتی به زیبایی

مبدل می شود و قباحت تمامی اعمال زشت برای بیننده از میان میرود. و یا با به طنز کشانیدن گویش

و اعمال و رفتارھای غلط و خطای روزمره چگونه زشتی این اعمال از میان میرود و برای مردم امری

عادی و موجه میگردد ؟

ظاھراً بھترین بخش تلاش رادیو وتلویزیون، ساختن فیلم ھا و سریالھایی است که با برداشت از

زندگی واقعی مردم پندھایی دینی به آنان می دھد و آنان را امر به معروف و نھی از منکر میکند و

سعی دارد انسانیت ، محبت و یاری به دیگری و گذشت را به مردم آموزش دھد. اما سوال این است

که چگونه دروغ می تواند صداقت را آموزش دھد؟

بطور مثال ھنرپیشه ایی که در فیلم نقش یک قدیس و انسان نیکو کار را بازی میکند در واقعیت

زندگیش، بشری دروغگو و ھرزه و تبھکار است و یا خانم ھنرپیشه ایی که در مقابل دوربین کاملاً

محجبه است و قرار است نقش یک زن پاک و با ایمان را بازی کند در واقعیت زندگیش نه حجابی دارد

نه پاکی. و حال قرار است که وی با حجابی که بر سر نھاده کل جامعه زنان را به حجاب تشویق کند .

آیا چنین چیزی ممکن است؟ که اگر ممکن باشد پس دجّالھا بر حقند و انبیای الھی دارای رسالتی

بیھوده بودند زیرا تمامی این دجالھا ظاھری زیبا دارند .

شاید بگویید که اکثر مردم از واقعیت زندگی این ھنرپیشه ھا اطلاعی ندارند و او را ھمانگونه که در

فیلم ظاھر می شود باور میکنند حتی اگر ھم چنین باشد باید پرسید که چگونه دروغ میتواند مروج

راستی باشد ؟

یک انسان به میزانی میتواند دیگری را به راستی و پاکی ھدایت کند که خود پاک و راست باشد.

این اساسی ترین دروغ تمامی این سریالھای پند آمیز است اما دروغ دیگری که در این فیلم ھا وجود

دارد تناقضھای آن است که در ھر یک از شخصیت ھای فیلم وجود دارد بطور مثال دزدی که عاشق

می شود و ھمین عشق وی را وادار به دزدی می کند و یا عاشقی که جنایتکار می شود و یا تبھکاری

که به ناگاه در جایی ایثارگر می شود. اما حقیقت این است که ھیچگاه یک دزد عاشق نمیشود و آنچه

که او عشق می نامند تماماً ھوسبازی است و یا اینکه ھیچگاه یک عاشق، جنایتکار نمی شود و ھیچ

تبھکاری حتی اگر ھم بخواھد نمی تواند ایثارگر باشد .

آنچه که دراین فیلمھا آموزش داده می شود معجونی از دروغ و توھم و خیالات است که به عنوان

واقعیت و حقیقت بخورد مردم داده می شود .

شیطان شناسی در قرآن به ما می آموزد که شیطنت و مسیر گمراھی بشر چیزی جز زیبا سازی

زشتی ھا نیست و این رسالتی است که امروزه بر دوش سریالھای تلویزیونی نھاده شده است و

شیطنت را محقق می سازد و ثابت می کند که آدمی در آن واحد می تواند ھم زناکار ، تبھکار ، دزد و

جنایتکار باشد و ھم عاشق و ایثارگر و مؤمن و... باشد و این ھمان دجالیت است که ھمچون گوسالۀ

سا مری بواسطۀ تلویزیون پرستیده می شود . این گوساله ایی که مولد ھمه نوع صداھاست و در

بھترین جای خانه ھمچون سلطانی بر کل اھالی اش فرمانروایی می کند .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 124


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی