وبلاگ پرورش افکار

برترین مجموعه آموزش قانون جذب

وبلاگ پرورش افکار

برترین مجموعه آموزش قانون جذب

پرورش افکار، بی شک برترین مجموعه آموزش قانون جذب و موفقیت همیشگی در عرصه کسب و کار و روابط با دیگران است.
سعی کرده‌ایم مقالات مفید و به روز را در این قسمت از سایت پرورش افکار به صورت رایگان در اختیار شما قرار دهیم. تمام تلاش تیم توانمند پرورش افکار جمع آوری کامل ترین بانک مقالات برای شما دوستداران علوم ذهنی است.
آرزوی امیر شریفی درخشش ایران و ایرانیان است و پرورش افکار وسیله ما برای رسیدن به این هدف …

۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۶ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

آموزش قانون جذب,پاسخ سوالات,قانون جذب دو

جذب منفی اجباری

چندی پیش یکی از اعضای محترم سایت در قسمت نظرات موضوعی را نوشت که به نظرم موضوع جالبی بود:

کسانی که جایی کار میکنن مثل نیروی انتظامی، بهزیستی، کمیته امداد و … که دائم با افراد و مشکلات جور واجور اونها سر و کار دارن و باید به مشکلاتشون گوش بدن چکار کنن. وقتی شما می‌گویید با گوشمون چیزای منفی نشنویم و یا با چشم نبینیم و حواسمون رو برای موارد مثبت بگذاریم. خییییلی ممنون میشم جوابمو بدید.

 

پیشنهاد می‌کنم این مطلب را هم بخوانید:  قانون جذب چیست

 

در ابتدا تشکر می‌کنم بابت این سؤال نکته‌دار. و اما جواب:

فرض کنیم کسی دارد از وضعیت خود رنج می‌برد و دارد ما را مشترک این رنج می‌کند، اگر رنج او برای ما مهم نباشد که باعث احساسات بد نمی‌شود به‌طور مثال فرض کنیم شخص دیکتاتوری مثل صدام حسین را دارند جلوی ما شکنجه می‌کنند خوب این مورد ممکن است خیلی‌ها را ناراحت نکند چون به این فکر نمی‌کنند که یک نفر دارد عذاب می‌کشد بلکه به این وجه آن موضوع توجه می‌کنند که یک نفر که خیلی ظالم بوده است به سزای اعمالش دارد می‌رسد اما ما این مورد مدنظرمان نیست و موردی مدنظرمان است که ما بابت ناراحتی آن شخص ناراحت می‌شویم

در این‌گونه موارد می‌توان بافهم درست قانون جذب احساسات خود را بهبود بخشید. شما باید در درجه اول مدنظر داشته باشید که آن شخص خودش آن شرایط را جذب کرده است و مهم‌تر از آن در نظر داشته باشید که ناراحتی شما هیچ کمکی به آن شخص نمی‌کند و در ضمن باعث مشکلات مشابه در زندگی شما می‌شود.

شما می‌توانید بهترن‌ها را برای آن شخص در نظر بگیرید. می‌دانم این موضوع خیلی خیلی سخت است ولی با تمرین آسان‌تر می‌شود. الآن برای شما مثالی می‌زنم. تام هنکس بازیگر مطرح هالیوودی می‌گوید من بدترین پدر و مادر دنیا را داشتم. هرروز تا سر حد مرگ کتک می‌خوردم. آخرش هم وقتی من بچه بودم از هم جدا شدند.

الآن تام هنکس چند جایزه اسکار و گلدن گلوب دارد و جزو بهترین بازیگران حتی تاریخ سینما شناخته می‌شود. چه کسی می‌داند اگر در خانواده‌ای خوب بزرگ می‌شد حالا وضعیتش بهتر بود یا بدتر؟

 

یعنی من خودم را گول بزنم؟

حتی شاید مجبور شویم خودمان را گول بزنیم. ما مجبوریم فال نیک بزنیم و بگوییم احتمالا در آینده وضعیتش خیلی خوب خواهد شد یا احتمالا این اتفاق به بهترین شکل کمکش خواهد کرد. چند نفر با پدر و مادر پایین‌تر از استاندارد دیدید که به موفقیت‌های چشمگیر رسیدند؟ چند نفر فقیر دیدید که به موفقیت‌هایی رسیدند که هیچ انسان ثروتمندی نرسیده؟ چند نفر انسان با معلولیت را دید که اگر سالم بودند معلوم نبود به اینجا برسند.

رضا صادقی خواننده بزرگ و دوست‌داشتنی کشورمان یک‌بار در مصاحبه‌ای گفت اگر من پاهایم مشکل نداشت معلوم نبود الآن اینجا باشم و گفت که راضی است از وضعیتی که الآن دارد. رضا صادقی عزیز گفت این مشکل باعث شد در جمع‌های خوبی باشد ولی اگر پاهایش سالم بود احتمالا مثل بچه‌های دیگر با بازی در کوچه و خیابان نوجوانی خود را می‌گذراند.

 

 

پس کمک چه می‌شود؟

این صحبت‌ها اصلا به این معنی نیست که معلولیت بهتر از سالم بودن است یا فقر بهتر از ثروت است. من خودم تا جایی که بتوانم به افراد ضعیف‌تر کمک می‌کنم ولی نه با این حس که این خوشبخت نیست و نیاز به کمک من دارد! نه با این دید که این بنده‌ی خدا محروم است و من باید کمکش کنم. من کمک می‌کنم که از ثروت و سلامتی که خداوند بزرگ و مهربان به من داده بخشیده باشم.

وقتی می‌بخشم حسم خوب است. وقتی کسی برای من از مشکلاتش می‌گوید اگر بتوانم موضوع را عوض می‌کنم، اگر بتوانم توجیهش می‌کنم که گفتن از ناراحتی‌هایش اوضاع را بدتر می‌کند اگر هم هیچ کاری نتوانم انجام بدهم، هم‌زمان که آن شخص در حال درد دل کردن است توی ذهنم می‌گویم حتما این شرایط آن شخص را قوی‌تر می‌کند. نیازی نیست این موضوع قطعا اتفاق بیفتد! فقط باید فال نیک بزنیم چیزی که در دین ما خیلی به آن تأکید شده است.

 

پیشنهاد می‌کنم این مطلب را هم بخوانید: قانون جذب ثروت

مهم‌ترین چیز در این‌گونه موارد چیست؟

مهم‌ترین موضوع حفظ احساسات خوب است صرف‌نظر از گفته‌های آن شخص و بازهم تأکید می‌کنم این مسئله بسیار سخت است ولی اگر بتوانید از این قسمت سربلند دربیایید در سایر موارد همواره کار برای شما راحت خواهد بود.

داستانی از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده‌اند که شخصی چند بار پیش ایشان می‌رود و تقاضای کمک مالی می‌کند ولی هر بار پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: “هر کس از ما کمکی بخواهد ما به او کمک می‌کنیم، ولی اگر کسی بی‌نیازی بورزد و دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند خداوند او را بی‌نیاز می‌کند”

و در آخر آن شخص صاحب سرمایه و غلامانی شد.

لینک داستان فوق به صورت کامل

 

دو مسئله وجود دارد:

1- دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند

2- بی‌نیازی بورزد!

اگر مورد 2 را رعایت کنیم خودبه‌خود مورد 1 هم رعایت خواهیم کرد. خیلی مهم است که بی‌نیازی بورزیم و احساس بی‌نیازی کنیم. شما مطمئن باشید حتی اگر قرار است به کسی کمک کنید، اگر این کمک را با حس عالی انجام بدید خیلی بهتر است.

 

یک فایل صوتی هم در این رابطه ضمیمه کردم.

امیدوارم که مطلب امروز برای شما مفید بوده باشد. بی‌صبرانه منتظر خواندن نظرات شما هستم.

حتماً در قسمت پایین سایت قانون جذب نظر بدهید و این مطلب را در گوگل پلاس و فیس بوک شیر کنید تا با کمک شما ما در گوگل محبوب شویم

 


 

امیر شریفی

  • فهیمه نظری
  • ۰
  • ۰

جذب افکار همسان

هر چه بیشتر قدرت قانون جذب را درک کنی، بیشتر علاقه‌مند می‌شوی که افکارت را عمدا هدایت کنی چون تو دقیقا همان چیزی را به دست می‌آوری که به آن فکر می‌کنی. چه بخواهی چه نخواهی.

بدون استثناء به هرچه فکر کنی همان را به زندگی‌ات می‌کشانی. وقتی کمی به چیزی که می‌خواهی فکر می‌کنی، آن فکر از طریق قانون جذب بزرگ‌تر و بزرگ‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر می‌شود. وقتی به چیزی که نمی‌خواهی فکر می‌کنی، بازهم قانون جذب وارد عمل می‌شود و آن چیز بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شود.

احتمالاً خودتان حس کردید وقتی از رفتار بد کسی تعریف می‌کنید کم‌کم تمام رفتار بد آن شخص یادتان می‌آید و به حدی می‌رسد که گاها کار به بغض و گریه یا عصبانیت غیرقابل‌کنترل می‌کشد.

پیشنهاد می‌کنم این مطلب را هم بخوانید: قانون جذب چیست ؟

صحبت ازاینجا شروع می‌شود: آره! دیدی دیروز چه جوری خودشو می‌گرفت؟ انگار چه خبر شده خونش رفته بالا شهر! اصلاً همیشه خودش رو می‌گیرد (بسط پیدا کرد) تازه دفعه‌ی قبل که بدتر بود یه جوری نگاه می‌کرد انگار (حالا کم‌کم رفتار بد شخص به یاد ما می‌آید) و هرلحظه کنترل سخت‌تر می‌شود.

 

یادتان باشد یک اژدها را فقط وقتی‌که بچه است می‌شود کشت. نگذارید اژدهای افکار منفی بزرگ شوند. قانون جذب ابتدا افکار مشابه را به سمت شما می‌کشاند و وقتی مجموع آن افکار به‌اندازه کافی قدرتمند شدند شما شروع به جذب رویدادهای مشابه در زندگی خود می‌کنید. جالب اینجاست که ضمیر ناخودآگاه این‌قدر سریع با توجه به وضعیت احساسی شما خاطره‌های مشابه را یادآوری می‌کند که انگار شما دارید از روی یک لیست تمام رفتار بد آن شخص را می‌خوانید.

 

همه حاشیه است اصل قانون جذب یکی است

وقتی آن چیزی را که دوست داری می‌بینی و می‌گویی: “می‌خواهم این را داشته باشم” از راه قانون جذب آن را به زندگی‌ات می‌کشانی. اما وقتی چیزی را نمی‌خواهی تجربه کنی و فریاد می‌زنی “نه، نه، این را نمی‌خواهم” چه؟ آری، بازهم آن را به زندگی‌ات می‌کشانی. تنها راه نخواستن یک‌چیز توجه نکردن به آن است.

 

قانون جذب است نه قانون حذف

تلاش نکنید توجیه کنید. من 8 سال بیهوده تلاش کردم. نتیجه‌ای ندارد. به هر دلیلی به چیزی که دوست ندارید توجه کنید نتیجه‌اش مشخص است: دعوت آن چیز به زندگی. خیلی می‌شنوم: اما آخه تو نمی‌دونی! چطور یه آدم می‌تونه این‌جوری باشه.

بله من نمی‌دونم ولی تو هم نمی‌دونی دوست عزیز. نمی‌دونی که در چه وضعیتی بودم. به هر دری می‌زدم برای تغییر. با همه می‌جنگیدم. وضعیت مالی و روابط و حتی سلامتیم هرروز بدتر می‌شد. همیشه فکر می‌کردم مردم من رو نمی‌فهمند و ظاهراً خدای بزرگ و مهربان هم زیاد دوستم نداره.

بله من نمی‌دونم ولی تو هم نمی‌دونی که گفتن این چیزها دردی از تو دوست خوبم دوا نمی‌کنه. توام نمی‌دونی برای من هم سخت بود که به شرایط بیرون اعتراض نکنم.

 

پیشنهاد می‌کنم این مطلب را هم بخوانید: قانون جذب عشق

 

توام نمی‌دونی که من خیلی بیشتر از تو شکایت می‌کردم و الان هم نمی‌دونی که دوست دارم برم وسط خیابون داد بزنم خدایاااااااااا شکرت؛ شکرت که این‌قدر من را در سختی نگه داشتی تا مجبورشم خودم را تغییر دهم نه بقیه را. شکرت که این‌قدر جهان را زیبا آفریدی شکرت که به هم سختی دادی تا برای رسیدن به آسودگی خیلی چیزها را یاد بگیرم.

بله من نمی‌دونم و نمی‌خواهم بدونم چه کسی به چه دلیلی شکایت می‌کند چون تاثیر گوش دادن به شکایات را توی زندگیم نمی‌خواهم. اگر کسی بوده تابه‌حال که با شکایت کردن و درد دل کردن مشکلش حل‌شده، من حاضرم گوش شنوای تمام درد دل‌های دنیا باشم.

آموزش قانون جذب,قانون جذب دو,قدرت فکر

معمولاً تمام درد دل‌ها از یه ناراحتی کوچیک شروع می‌شود و این‌قدر ما افکار مشابه را جذب می‌کنیم که به شیون و گریه و امثالهم ختم می‌شود.

ریسمان جذب

قانون جذب مثل طناب است. فقط می‌کشد! شما با طناب نمی‌توانید چیزی را هل بدید و از زندگی خود دور کنید. قانون جذب هم همین‌گونه است. طنابی است بدون استراحت که به هر چیزی فکر کنید سریعاً آن را به‌طرف شما می‌کشد.

این قانون حتی اگر از وجود آن خبر نداشته باشیم کار می‌کند. حتی اگر آن را رد کنیم کار می‌کند. شما لازم نیست استاد فیزیک باشید و یا قانون جاذبه را بشناسید تا وقتی از ساختمان به پایین می‌پرید استخوان‌هاتون بشکنه!

 

قانون جذب و انرژی مثبت

وقتی به چیزهایی که اینجا خواندی فکر می‌کنی و کم‌کم رابطه‌ی متقابل بین افکار و گفته‌هایت با چیزهایی که در زندگی به دست می‌آوری می‌بینی، از قدرت قانون جذب آگاه می‌شوی و وقتی عمدا افکارت را هدایت می‌کنی و روی چیزهایی که در زندگی می‌خواهی تمرکز می‌کنی، کم‌کم همان زندگی‌ای را که خواهانش هستی می‌آفرینی.

دوست خوبم این را از اعماق وجودت بخوان

تو این‌جایی تا دنیایی را که خودت انتخاب می‌کنی در اطرافت خلق کنی؛ درعین‌حال که به دنیا اجازه می‌دهی آن‌طور که دیگران انتخاب کرده‌اند نیز وجود داشته باشد و هرچند انتخاب آن‌ها خلاف نظر تو باشد.

انتخاب آن‌ها جلوی تو را نمی‌گیرد.

تو بهترینی. خدای بزرگ و مهربان وقتی تو را آفرید خودش را بهترین خالق خواند. این یعنی تو خیلی خوبی؛ خیلی! بهترینی؛ به بهترین‌ها فکر کن و بهترین‌ها را جذب کن

 

یک فایل صوتی هم در مورد مطالب امروز برای شما همراهان عزیز آپلود کردم.

امیدوارم که مطلب امروز برای شما مفید بوده باشد. بی‌صبرانه منتظر خواندن نظرات شما هستم.

حتماً در قسمت پایین نظر بدهید و این مطلب را در گوگل پلاس و فیس بوک شیر کنید. این کار کمک بزرگی برای سایت پرورش افکار است.

 


 

امیر شریفی

  • فهیمه نظری
  • ۰
  • ۰

تعریف و عملکرد دقیق قانون جذب کائنات


تعریف قانون جذب

قانون جذب و قانون ارتعاش مهم‌ترین قوانین جهان هستی هستند. پیش‌ازاین که شرایط زندگی خودت یا شرایط زندگی هر کس دیگری در زندگی‌ات معنایی برایت پیدا کند، باید این قوانین را درک کنید. این قوانین پایه و اساس هر چیزی است که تجلی‌اش را می‌بینیم. این قوانین پایه و اساس هر چیزی است که وارد زندگی‌مان شده است.

درواقع درک قانون جذب باعث می‌شود به آن زندگی سرور آمیزی که پروردگار عالم ما را به آن نیت خلق کرده است برسیم.

قانون جذب می‌گوید: مشابه، مشابه را جذب می‌کند. وقتی می‌گوییم “کند با جنس خود هر جنس پرواز / کبوتر با کبوتر باز با باز” درواقع داریم از این قانون صحبت می‌کنیم. وقتی یک روز دل‌مرده از رختخواب بیرون می‌آیی و تمام روز اوضاع بدتر و بدتر می‌شود و آخر روز می‌گویی: “اه، ای‌کاش امروز اصلا از رختخواب بیرون نمی‌آمدم” خودت داری این قانون را به خودت گوشزد می‌کنی.

وقتی آدم‌هایی که از بیماری حرف می‌زنند خودشان مریض‌اند و کسانی که از ثروت حرف می‌زنند ثروتمندتر می‌شوند یعنی این قانون دارد درست و با دقت 100% عمل می‌کند. اوایل که افرادی که زیاد شکرگزارند را می‌دیدم پیش خودم می‌گفتم اگر من هم این‌قدر نعمت داشتم شبانه‌روز شکر می‌کردم و حالا می‌فهمم که آن افراد به دلیل نعمت نیست که شکر می‌کنند بلکه نعمت دارند چون دائما شکر می‌کنند.

 

 

 

از رادیو شکایت نکن!

وقتی رادیو را روی موج FM 94.0 می‌گذاری و انتظار داری رادیو تهران را گوش دهی. اگر روی این موج رادیو ورزش را بگیرد تعجب نمی‌کنی؟ آیا خودت با مشت توی کله‌ی رادیو نمی‌زنی؟

اگر بزنی شبکه 4 ببینی دارد پخش مستقیم فوتبال شبکه 3 را نشان می‌دهد، ناراحت نمی‌شوی؟ آیا اگر بخواهی برنامه‌ی مستند شبکه 4 را ببینی می‌زنی شبکه سه و به تلویزیون و آنتن و بازیکنان فوتبال توهین می‌کنی؟

پس چرا وقتی ارتعاشت تنظیم نیست و به خواسته‌ات نمی‌رسی، به زمین و زمان بد و بی‌راه می‌گویی؟

 

اولین قدم: پذیرش قانون جذب

اولین و مهم‌ترین قدم این است که بپذیریم تمام اتفاقات زندگی خود را شخصا رقم می‌زنیم. تمام اتفاقات! حتی تصادفی که در آن مقصر نیستیم. پذیرش این موضوع خیلی سخت است. خیلی چالش سختی است که وقتی خیلی راحت است که تقصیرها را گردن شخص دیگری بیاندازید انگشت اشاره را به سمت خودمان بگیریم. سخت است ولی یک باید بزرگ پشت این موضوع است. باید این موضوع را قبول کنیم.

 

پیشنهاد می‌کنم قبل از مطالعه، این مطلب را بخوانید: قانون جذب چیست ؟

چرا پذیرش قانون جذب این‌قدر مهم است؟

وقتی این قانون را می‌پذیریم کم‌کم شواهد اثبات آن را در اطراف خود می‌بینیم و رابطه‌ی دقیقی بین آنچه برایت اتفاق می‌افتد و افکار و احساساتت می‌بینی. هیچ‌چیز خودبه‌خود در زندگی‌ات ظاهر نمی‌شود. تو آن را جذب می‌کنی – همه‌اش را تو جذب می‌کنی، بدون استثناء.

ازآنجاکه قانون جذب به افکار غالبی که در سر داریم جواب می‌دهد؛ می‌توان گفت که خودتو واقعیت خودت را خلق می‌کنی. هر چیزی که تجربه می‌کنی به‌این‌علت به سویت جذب‌شده است که قانون جذب به افکاری که در سر داری پاسخ می‌دهد.

 

سه فکر مشابه

 

چه چیزی را از گذشته به یاد بیاوری و چه چیزی را در زمان حال در نظر بگیری، یا چیزی را در آینده مجسم کنی، فکری که در حال حاضر روی آن تمرکز کردی و احساس تو را ساخته است ارتعاشی را در درون تو فعال می‌کند و قانون جذب هم به آن ارتعاش پاسخ می‌دهد.

 

خودتان جذب کردید!

مردم وقتی با اتفاق‌های ناخواسته‌ای در زندگی‌شان روبه‌رو می‌شوند اغلب می‌گویند که نمی‌خواستند چنین اتفاقی بیفتد. آن‌ها می‌گویند: “من نمی‌خواستم چنین بلایی سر خودم بیاورم!” می‌دانیم که عمدا نمی‌خواستید چنین اتفاق بدی را در زندگی‌تان تجربه کنید، اما بااین‌حال باید بگویم که خود شما آن را به وجود آوردید، چون هیچ‌کس دیگری جز خودتان قدرت جذب این اتفاقات را ندارد.

شما با تمرکز کردن روی این چیزهای ناخواسته، یا موارد مشابه آن‌ها را جذب کرده‌اید. شما نخواستید ولی تمرکز کرده‌اید. شما وقتی یک اتفاق به‌ظاهر بد برای شما افتاد مدام شکایت کردید. همه‌جا تعریف کردید. احساستان را بد کردید. شما یا قواعد بازی را درک نمی‌کردید یا بدتر درک می‌کردید ولی بازهم بد بازی کردید. شما با توجه به ناخواسته‌ها آنان را جذب کرده‌اید وگرنه آن‌ها راهی برای ورود به زندگی شما نداشتند.

 

پیشنهاد می‌کنم قبل از مطالعه، این مطلب را بخوانید: قانون جذب ثروت

 

برای درک بهتر قانون جذب، خودت را مغناطیسی بدان که همه‌ی افکار و احساساتت را به‌طرف خود می‌کشاند. بنابراین اگر به چاقی فکر کنی نمی‌توانی ارتعاش لاغری را بفرستی و لاغری را جذب کنی. اگر احساس فقر کنی نمی‌توانی ارتعاش ثروت بفرستی و رفاه را جذب کنی. این‌ها حرف من نیست. قانون بزرگ کائنات، قانون جذب است.

 

برگرفته از آموزه‌های آبراهام

 

یک فایل صوتی هم در مورد توجه و ارتباط حواس 5گانه به احساس و قانون جذب برای شما همراهان عزیز آپلود کردم.

امیدوارم که مطلب امروز برای شما مفید بوده باشد. بی‌صبرانه منتظر خواندن نظرات شما هستم.

حتماً در قسمت پایین سایت قانون جذب نظر بدهید و این مطلب را در گوگل پلاس و فیس بوک شیر کنید.

 


امیر شریفی


  • فهیمه نظری
  • ۰
  • ۰

برای برنده شدن در هر بازی باید قوانین آن را اجرا کرد. در مورد ضمیر ناخودآگاه هم همین‌طور است؛ اگر از قوانین آن اطاعت کنید همواره موفق خواهید بود.

 

پیشنهاد می‌کنم قبل از مطالعه، این مطلب را بخوانید:ضمیر ناخودآگاه، شناخت غول درون

 

قوانین ضمیر ناخودآگاه

تکرار

برنامه‌های جدید که توسط ضمیر ناخودآگاه پذیرفته می‌شوند باید پرورانده شوند. هنگام برنامه‌ریزی ضمیر ناخودآگاه تکرار خیلی مهم است. تا زمانی تکرار کنید که توسط ضمیر ناخودآگاه پذیرفته شود. حتی بعد از پذیرش باورها و مسائل بازهم باید در مقاطع مختلف این تکرار صورت گیرد تا این باورها قوی باقی بمانند.

 

احساس

افزودن احساس به یک تلقین آن را مؤثر می‌کند. بهتر بگویم تا زمانی که احساس همراه تلقین نباشد اصلاً اسم آن را نمی‌شود تلقین گذاشت. احساس قدرت است و باعث می‌شود خیلی ناممکن‌ها ممکن شوند.

 

زمان حال

این‌یکی از قوانین ضمیر ناخودآگاه است که گاها در موردش اشتباه می‌شود. ضمیر خودآگاه سه زمان دارد. گذشته، حال و آینده ولی ضمیر ناخودآگاه فقط یک‌زمان دارد؛ زمان حال. گذشته در ضمیر ناخودآگاه یعنی نگاه از زمان حال به خاطرات و آینده یعنی پیش‌بینی حوادث از زمان حال.

 

چرا عبارات تأکیدی جواب نمی‌دهند؟

با توجه به این قانون ضمیر ناخودآگاه (زمان حال) متوجه شدید که چرا خیلی از عبارات تأکیدی نه‌تنها جواب نمی‌دهند بلکه گاها جواب معکوس می‌دهند؟

عبارت من سالم و سلامت خواهم شد را در نظر بگیرید. این عبارت چه نکته‌ای را به ضمیر ناخودآگاهمی‌فرستند؟

به یاد دارید که گفتیم ضمیر ناخودآگاه منطق ندارد. من اگر بگویم من سال دیگر درآمدم 20 میلیون خواهد شد یعنی چی؟ یعنی الآن این درآمد را ندارم. پس وقتی می‌گوییم من سلامت خواهم شد ضمیر ناخودآگاه به این نتیجه می‌رسد که الآن شما سلامت نیستید.

 

جمله‌بندی درست: من سالم و سلامت هستم!

می‎‌دانم برای ذهن منطقی شما این‌ها عجیب است ولی خواهشا سعی نکنید با یک ژاپنی انگلیسی صحبت کن چون زبان ژاپنی عجیب است. زبان ضمیر ناخودآگاه عجیب است ولی این دلیل نمی‌شود که با زبان خودآگاه باهاش صحبت کنیم.

پیشنهاد می‌کنم این مطلب را هم بخوانید: امواج ذهنی (سابلیمینال) و نقدی بر تاثیر گذاری آن

چگونه ضمیر ناخودآگاه را برنامه‌ریزی کنیم تا به دنبال هدفی مشخص برود؟

ضمیر ناخودآگاه یک کامپیوتر جوینده هدف است. هر هدفی به آن داده شود، ضمیر ناخودآگاه در جستجوی برآورده کردن آن برمی‌آید. یک هدف زمانی در ضمیر ناخودآگاه ثبت می‌شود که شما انتظار وقوع آن را داشته باشید و وقوعش را قطعی و از پیش اتفاق افتاده بدانید.

یک مثال خوب: دارونما

دارونماها داروهایی هستند مشابه داروی واقعی که از مواد بی‌اثر پرشده‌اند. این مواد کاملاً در مورد بیماری موردنظر بی‌اثر هستند ولی در حداقل 30% از بیماران نتایجی دقیقا برابر با نتایج داروهای واقعی گرفته‌اند. چگونه می‌توان این موضوع را توضیح داد؟ جالب اینجاست تأثیر دارونما زمانی به‌شدت زیاد می‌شود که درباره‌ی اثر دارویی آن مدتی با بیمار صحبت شود زیرا در آن زمان انتظار به وجود می‌آید.

دکتر استرنباخ در سال 1964 یک دارونما را به یک گروه تحت آزمایش داد و گفت که این دارو باعث احساس تهوع در شما می‌شود.

سپس یک دارونمای دیگر به گروه داد و گفت که این قرص فعالیت معده شمارا کاهش می‌دهد.

سپس دارونمای سوم را داد و گفت که نتیجه‌ی دیگری در پی دارد (چرا دروغ! این موردش یادم نمی‌آید؛ البته تأثیری هم در مفهوم موضوع ندارد.) در پایان مشاهده شد که نزدیک 70% افراد دقیقا همان نتیجه‌ای را از دارونما گرفتند که انتظارش را داشتند درصورتی‌که دارونماها یکی بود.

قدرت باور و انتظار

مطالعات نشان داده‌اند که عقاید یک بیمار می‌تواند به طرز چشم‌گیری تحت تأثیر صحبت پزشک و اطرافیان و در کل انتظار بیمار باشد. البته به‌جز صحبت‌ها موارد دیگر هم در انتظار بیمار تأثیر می‌گذارد. شاید خنده‌دار باشد ولی واقعیت است که در آزمایش‌ها ثابت‌شده است

قرص بزرگ تأثیرش از قرص کوچک بیشتر است.

قرص رنگی تأثیرش از قرص سفید بیشتر است.

شربت تلخ تأثیرش از شربت شیرین بیشتر است.

آمپول تأثیرش از قرص بیشتر است.

اگر قرص را پزشک بدهد تأثیرش از قرصی که پرستار بدهد بیشتر است.

همین‌جا صبر کنید!

مطالعه را متوقف کنید. مقداری باهم فکر کنیم!

قرص بزرگ بهتر از قرص کوچک است. به نظرتان از بچگی انتظار نداشتیم که چیزهای بزرگ قوی‌تر باشند؟

از بچگی به ما نگفتند که دارو تلخ است؟

همیشه به آمپول به دید درمان سریع‌تر نگاه نکردیم؟

و…

اکثر باورهای ما از زمان بچگی ما می‌آیند. فقط خواستم یادآوری کنم که ضمیر ناخودآگاه چگونه هنوز هم مثل بچه‌ها رفتار می‌کند.

 

دنده‌عقب با سرعت بی‌نهایت!

شما نمی‌توانید بخوابید! شما هرچقدر هم که تلاش کنید نمی‌توانید بخوابید. هرچقدر بیشتر تلاش کنید بیشتر بیدار می‌مانید. شما لباس سفید و نو پوشیدید؛ همش مراقبید که کثیف نشود ولی ظاهراً تمام مردم شهر حقوق گرفتن که آن روز لباس شمارا کثیف کنند. تا حالا شده که هرچقدر که فکر می‌کنید مکان یک‌چیز یا اسم یک شخص یادتان نیاید بعد به‌محض اینکه فکرتان رفت سمت دیگر مکان یا اسم شخص به یادتان بیاید؟

شما نمی‌توانید بخوابید. شما باید اجازه دهید تا به خواب فرو روید.

هرچه کردند از علاج و از دوا

گشت رنج افزون و حاجت ناروا

آن کنیزک از مرض چون موی شد

چشم شه از اشک خون چون جوی شد

ازقضا سرکنگبین صفرا فزود

روغن بادام خشکی می‌نمود

از هلیله قبض شد اطلاق رفت

آب آتش را مدد شد همچو نفت

البته این شعر مولانا برای درمان شخص گفته‌شده است ولی واقعاً گاهی آب آتش را مدد می‌شود همچو نفت. اجازه بدید واضح‌تر بگویم:

پیشنهاد می‌کنم این مطلب را هم بخوانید: مشکلات ذهنی سد راه باورها

امیل کوئه می‌گوید:

نیرویی که ضمیر ناخودآگاه باید به کاربرد تا کاری را انجام دهد برابر است قدرتی که صرف ضمیر خودآگاه می‌کنیم به توان دو. یعنی ما اگر 3 واحد تلاش می‌کنیم که به خواب برویم ضمیر ناخودآگاه باید 9 واحد تلاش کند تا ما خوابمان ببرد. البته این برای موارد ناخودآگاه مثل یادآوری یا خواب صدق می‌کند.

جدول یا پرتگاهِ ناخودآگاه

یک مثال دیگر: راه رفتن یک امر ناخودآگاه است. فکر کنم تمام مردمی که معلولیت جسمی خاصی نداشته باشند به‌راحتی می‌توانند روی جدول راه بروند و آیا می‌توانید روی چوبی محکم که بین دو برج قرار داده‌شده است راه بروید؟ ناخودآگاه کار خود را که راه رفتن است را می‌خواهد انجام دهد ولی خودآگاه با دخالتش کار را خراب می‌کند.

راه‌حل

فقط یک‌راه داریم ذهن خود را منحرف به چیز دیگری کنیم. فکر کنم الآن فهمیده باشیم که چرا موقع خواب برای بچه هامون قصه می‌گوییم! یا چرا برای کسی که مشکل خواب دارد تجویز می‌کنند که گوسفندها را بشمارد! یا کشف‌های مهم مثل جاذبه زمانی به فکر دانشمندان رسیده که فکرشان کشف نبوده است. حتماً همه‌ی شما شنیدید که ارشمیدس قانون خود رازمانی کشف کرد که اصلاً به آن فکر نمی‌کرده است. البته این مورد را هدف‌گذاری کرده بود ولی زمانی جواب به ذهنش رسید که داشت حمام می‌کرد.

تربیت هالیوودی ناخودآگاه

پس در مواردی که کار را باید ناخودآگاه انجام دهد سعی نکنید قدرت اراده و خودآگاه را زیاد درگیر کنید. یک موضوع دیگر در مورد ناخودآگاه بی‌منطق بودن آن است و این‌که فرقی بین رؤیا و واقعیت قائل نیست. الآن تصور کنید که یک لیموی ترش رادارید می‌خورید. ترش ترش! جوری که خوردنش برایتان سخت است. احتمالاً الآن بزاق دهان شما ترشح‌شده است.

این موضوع مثال ساده‌ای بود ولی استفاده‌ی اصلی ما چیز دیگری است. ما می‌توانیم برای ناخودآگاه نقش بازی کنیم و ناخودآگاه باور کند. مثلاً شما صبح از خواب بلند می‌شوید و وانمود می‌کنید که امروز خیلی روز خوبی است و بهترین اتفاقات منتظر شماست. شما روحیه‌ی خود را بالا می‌برید و معمولاً طی 72 ساعت نقش بازی کردن اتفاقات خوبی برای شما خواهد افتاد.


پیشنهاد می‌کنم این مطلب را هم بخوانید: قانون جذب عشق

حریم سلطان

مریم اوزرلی بازیگر نقش خرم سلطان در سریال جنجالی حریم سلطان به دلیل بیماری روحی این سریال را رها کرده و به آلمان رفته است! این تیتر معروف خیلی از رسانه‌هاست در ماه‌های گذشته. یعنی نقش منفی و اتفاقات عجیبی که این بازیگر اجرا کرده است باعث این موضوع شده است؟ شاید!

تا اینجا در مورد موارد ساده‌ای همچون خواب صحبت شد ولی موضوعات مهم‌تر را هم می‌توان همین‌گونه انجام داد.

به‌طور مثال بیماری؛ همه‌ی ما می‌دانیم که عمل مقابله با بیماری و سیستم دفاعی بدن یک سیستم ناخودآگاه است. حال چرا باید زیاد در وضعیت مریضی بمانیم؟ زیرا وقتی مریض می‌شویم به‌طور مداوم به مریضی خود فکر می‌کنیم حتی سعی می‌کنیم با بدنمان مریضی را همراهی کنیم و بیشتر خود را به مریضی بزنیم تا یک مقدار محبت و توجه کسب کنیم.

خواب – بیداری ناخودآگاه –

شاید شما هم شنیده باشید که قدیمی‌ها به مریض می‌گویند: فقط بخواب! چون در حالت خواب خودآگاه خاموش است و ناخودآگاه به‌خوبی با استفاده از سیستم بازسازی و دفاعی بدن بیماری را از بین می‌برد.

جیمز هریوت دریکی از کتاب‌هایش یک مثال خوب را بیان می‌کند. هریوت می‌گوید: زمانی با یک کشاورز ملاقات کردم در آن زمان مشاهده کردم که یکی از گوسفندان کشاورز دارد درد می‌کشد. با معاینه‌ی او متوجه شدن دارای رحم عفونی است. من یک حرکت انسان‌دوستانه انجام دادم و به گوسفند یک آمپول زد که به گوسفند کمتر درد بکشد و به قول خودمان مرگش آسان شود ولی به کشاورز گفت که به گوسفند ویتامین زده است.

هفته‌ها بعد من باز آن کشاورز را دیدم. او از من تشکر کرد. گفت ممنون ویتامین شما اثر کرد گوسفند سه روز تمام خوابید و بعد که بیدار شد درمان شده بود.

من عمیقاً به فکر فرورفتم و نتیجه گرفتم: هر حیوانی مانند انسان توانایی معالجه‌ی خودش را دارد. فقط باید به آن فرصت داده شود. آمپول باعث شده بود گوسفند سه روز از درد و ترس و چیزهای دیگری که سیستم ایمنی‌اش را فلج کرده بود دور شده بود و بهبودیافته بود. (این فقط یک نقل‌قول از کتاب هریوت بود و به‌هیچ‌وجه تائید یا تکذیب نمی‌شود.)

غول درون کارش را می‌کند اگر خودآگاه با آن مداخله نکند.

 

امیدوارم که مطلب امروز برای شما مفید بوده باشد. بی‌صبرانه منتظر خواندن نظرات شما هستم.

حتماً در قسمت پایین نظر بدهید و این مطلب را در گوگل پلاس و فیس بوک شیر کنید.

 

امیر شریفی

  • فهیمه نظری
  • ۰
  • ۰

برای جلوگیری از حسود بودن چه باید کرد؟

حسود بودن نسبت به دیگران صفتی ناپسندیده است، اگر بخواهیم مدام زندگی خود را با دیگران مقایسه کنیم باید مدام غصه بخوریم.
همه می دانیم که حسادت صفتی ناپسند است. با این حال همه ما در میان اطرافیان و آشنایان افرادی را سراغ داریم که به حسادت شهرت دارند و خودمان هم در برخی امور زندگی از حسادت در امان نمی مانیم. البته حساب حسادت را باید با آنچه در ادبیات، رشک نامیده می شود از هم جدا کرد. رشک به معنی حسرت خوردن نسبت به دیگری است و در پی آن تلاش و ایجاد انگیزه برای ارتقای خود و دستیابی به آنچه نداریم و دیگری دارد. در حقیقت رشک مانند حسادت جنبه تخریبی ندارد و به کسی که نسبت به او رشک برده می شود آسیبی نمی رساند. از این منظر رشک می تواند برای پیشرفت در زندگی خصوصیتی مفید و کاربردی باشد. حتماً شنیده اید که برخی می گویند بدون حسادت کردن به جایی نمی رسیدیم و درجا می زدیم. منظور این افراد رشک بردن است و به اشتباه به جای آن واژه حسادت را به کار می برند. حال برای فرونشاندن آتش حسادت در خودمان و جلوگیری از تبدیل آن به یک عادت و رذیله اخلاقی چه باید کرد؟ چه کنیم تا حسود نباشیم؟

راه های برای درمان حسادت:

1- مقایسه نکنیم

از قدیم گفته اند دست بالای دست بسیار است. آنکه به او حسادت می کنیم خود نسبت به دیگران حسادت های رنگارنگی خواهد داشت و شرایط امروز ما نیز برای بسیاری مایه حسادت و حسرت خواهد بود. اگر قرار باشد شرایط خودمان را با دیگری که از ما بالاتر است، مقایسه کنیم و حسرت خوردن و حسادت ورزیدن در این باره را روا بدانیم باید کار و زندگی را تعطیل کرده، بنشینیم صبح تا شب غصه بخوریم.

2- تقویت اعتماد به نفس

عزت نفس در مقابل حقارت قرار میگیرد که ریشه اغلب حسادت هاست. افراد ضعیف که برای شخصیت خود و موجودیتشان ارزشی قائل نیستند تا این درجه پایین می آیند که به خاطر چیزی به دیگری حسادت کنند. صاحبان اعتماد به نفس به جای حسادت بیهوده شرایط خودشان را می پذیرند، برای ارتقای خودشان تلاش می کنند و با صبوری مسیر ترقی را می پیمایند.

3- برای خود ارزش قائل باشیم

دیگران حسادت را می شناسند و آن را در میان رفتار و گفتار ما تشخیص می دهند. همانطور که ما این توانایی را داریم که حسادت دیگران را تشخیص بدهیم. درک حسادت ما شخصیت مان را نزد دیگران خرد میکند و قضاوت منفی آنان را بر می انگیزد. حسادت مانند هر رذیله اخلاقی دیگری فرصتهای ناشی از اعتماد دیگران نسبت به ما را از بین میبرد. حسادت همان قدر مایه پلیدی و فساد است که دروغ، غیبت و سایر رذایل اخلاقی.

  • فهیمه نظری