
لطفا به این مطلب رای دهید
[رای ها : 11 امتیاز : 4.1]
روشهای حفظ انگیزه وقتی که نتایج مشهود نیستند!
پذیرفتن شکست همیشه سخت است و سعی میکنیم با آن روبرو نشویم ،برای رسیدن به موفقیت تلاش می کنیم و امیدوار به تغییر نتیجه هستیم اما همیشه هم نمی توان با انگیزه بود.
آیا تا به حال احساس کرده اید که می خواهید پس از ماه ها (یا سال ها) دنبال کردن بی نتیجه از هدفی دست بکشید؟ شما تنها نیستید.
زمانی به مدت ۶ ماه روزانه ۱۴ ساعت کار می کردم تا یک دوره برخط بسازم و برای برگزاری آن آماده شوم. زمانیکه روز بزرگ برگزاری دوره فرا رسید پاداشی که من برای تلاش بسیارم گرفتم… هیچ چیز نبود. حتی یک عدد فروش هم نداشتم. ناامیدی آنچنان برای من سنگین بود که قصد داشتم انصراف دهم. بعد از چند روز غرق شدن در احساسات ناخوشایند، تصمیم گرفتم هر کاری که برای بازیابی انگیزه ام لازم بود انجام دهم.
در اینجا ۷ گام هنر حفظ انگیزه ها برای باانگیزه ماندن حتی زمانیکه هیچ نتیجه ای نمی بینید آورده شده است:
۱- کاری را که انجام می دهیم متوقف کنیم
اگر زمانیکه ناامید و بی انگیزه هستیم اصرار کنیم به کارمان، ممکن است همان اشتباهاتی را تکرار کنیم که مانع موفقیت ما شدند. به جای آن، یک روز یا یک هفته مرخصی بگیریم تا انرژی بگیریم و ذهن مان را پاک کنیم. در مورد خودم، من به سوی دریا رانندگی کردم و در طول ساحل پیاده روی طولانی انجام دادم. انرژی موج هایی که درهم می شکستند ذهن من را از آنچه اتفاق افتاده بود دور کرد.

۲- شکست را در نظر بگیریم
تلاش های ما مورد انتقاد قرار نگرفته اند. اما آیا هدف ما یک مورد گمشده است؟ بی اندیشیم آیا شکست در راهی که تلاش داریم به هدفمان برسیم نهفته است یا در خود هدف. من فهمیدم اشتباهات پرهزینه ای در بازاریابی برای دوره ام مرتکب شدم، اما این به معنای آن نبود که نمی توانستم با این یا برنامه های آموزشی برخط آینده به موفقیت برسم، یا اینکه کسب و کار من نابود شده بود.
” شکست ضرر نیست. منفعت است. شما می آموزید. تغییر می کنید. رشد می کنید. “ مایکل براتاتا
۳- فهرستی از آنچه بهدست آورده ایم تهیه کنیم
فراموش کردن اینکه چقدر پیش آمده ایم راحت است. اندکی زمان بگذاریم تا لابلای رایانامه ها، اسناد یا مجلات قدیمی. آیا آنچه را اکنون می دانیم آن زمان هم می دانستیم؟ به احتمال زیاد خواهیم فهمیم طی زمان از نظر شخصی و حرفه ای رشد کرده ایم. احتمالاً مهارت های جدیدی کسب کرده ایم و دانشی به دست آورده ایم که ما را در جایگاه موفقیت آتی قرار می دهد. زمان آن رسیده است دستی به شانه ی خود بزنیم! من به دنبال نخستین دوره ای که ساخته بودم گشتم و به این خندیدم که چقدر نسبت به برنامه های جدیدم ابتدایی بود. من رشد کرده بودم. بهتر شده بودم. در نتیجه احساس کردم اعتماد به نفسم افزایش یافته است.